أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
193
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
ميوه [ برود ] به نلك سرخ مىماند ، اندكى پهن است ، از درخت آويزان مىشود ، ترش و شيرين است و گاهى با نوعى تلخى همراه است . از نظر آبدار بودن با نيشق تفاوت ندارد . تيركاران 22 از شاخههاى اين [ درخت ] استفاده مىكنند - [ شاخهها ] به رنگ سرخاند - به اين طريق : پوست [ شاخهها ] را دورتادور 23 جدا كرده درمىآورند و به دور تير ، از نوك حدود چهار انگشت ، مىپيچند . اين كار را بنا به رسم و سنت و براى زيبايى انجام مىدهند نه براى فايدهاى . تيركاران بخارا اين [ درخت ] را « محلب » مىنامند زيرا هسته [ ميوه ] آن با هسته [ محلب ] تفاوت ندارد كه گاهى نيز براى دود كردن 24 بهجاى آن به كار مىبرند . نوعى نلك وجود دارد كه هنگامى كه مىرسد ، رنگ سبز آن با رنگ زرد درمىآميزد و گاهى نيز جاهايى به رنگ سرخ درمىآيد . مردم جرجان و تبرستان ، آن را سيمتلو 25 مىنامند و آن ترش و شيرين و خوشمزه است . بهترين آلو در اين سرزمين را از بست مىآورند و آن را كرمشى 26 مىنامند . اكثر آنها جفتجفت است ، دوتادوتا به هم چسبيده است ، بسيار گوشتالو و پرآب و اندكى ترش و شيرين مزه است . مردم اندلس آلو را عين البقر 27 مىنامند . ابو حنيفه مىگويد : اجاص از گياهان سرزمين عربهاست . مردم سوريه گلابى را [ اجاص ] و آلو را عين البقر و مشمش 28 مىنامند . سپس درباره « عين البقر » مىگويد : اين لقب انگور سياه است اما نه سياه قيرگون كه حبههاى درشت دارد و تقريبا شيرين نيست . اين يكى از انواع انگور در سرات است . اين انگور را به زبان ما آنگونه مىنامند كه در ترجمه به معناى « چشمورزا » است و آن را [ نزد ما ] فقط براى سركه به كار مىبرند . ( 1 ) . Prunus domestica L . ؛ سراپيون ، 32 ؛ ابو منصور ، 2 ؛ ابن سينا ، 39 ؛ غافقى 10 ؛ ميمون ، 13 . ( 2 ) . هوتخريج متجس ، آخرين واژه مبهم است ؛ ممكن است متجنّس باشد . نسخهء پ مىخواند : معروف . ( 3 ) . نسخهء الف : دمسقينى يونانى ، Low , Pf . ، 149 . نسخهء فارسى : دمسقينون . ( 4 ) . نسخهء الف : حاجىاكامى ، نسخهء فارسى : حاجااكاما ، بايد خواند حاحىاكامى - قس . Low , III ، 164 .